چرا دودینگهاوس؟
«مدار صفر درجه»ی احمد محمود را داشتم میخواندم. «نوذر» داشت خاطرات شرکت نفت را با «حقگو» مرور میکرد؛ توی قهوهخانه. کشیدن سیگار را آنجا ممنوع کرده بودند. آنها هم جایی پیدا کرده بودند که وقتی میخواستند سیگار بکشند، میرفتند آنجا و بیترسِ کسی، پک میزدند به سیگارهایشان.
اینها را که داشتم میخواندم، یادم آمد این شرایط را از زبان کس دیگری هم شنیده بودم. میگفت توی پادگان سیگار کشیدن ممنوع بود و هر وقت میخواستیم با دوستان، سیگاری بکشیم و دور هم بنشینیم و حرفی بزنیم، یک جای پادگان را پیدا کرده بودیم که میرفتیم آنجا و دودهایمان را هوا میکردیم.
«دودینگهاوس»، فکر میکنم توصیف مناسبی است برای وبلاگنویسی.
این را هم باید بگویم که «دودینگهاوس» یک عبارت انگلیسی نیست. درست است که هر دو کلمه انگلیسی هستند، اما در زبان انگلیسی همچه ترکیبی وجود ندارد.
امیدوارم «دودینگهاوس» من، جایی بتواند بشود برای زدن حرفهایی که زدناش در جاهای دیگر، ممکن است کسی را آزار بدهد.
4 دسامبر 2008 در 1:07 ق.ظ
مباركه آقاي برادر!
5 فوریه 2009 در 9:40 ق.ظ
چه جالب بود اين توصيف. خيلي خوشم اومد، اونقدر كه نتونستم چيزي نگم.
اميدوارم پايدار و موفق باشيد.
-ممنون. شما هم که موفقاید و نیازی به دعای ما نیست
6 جولای 2009 در 2:56 ق.ظ
دودینگ عزیز، یافتمت!!
- – -
ارادت
13 آگوست 2009 در 11:24 ب.ظ
منم کیف کردم از این ترکیب!
- – -