تصور چند ساعت

26 فوریه 2009

یک لحظه خودت را بگذار جای اباصلت هروی؛ هر قدر هم خودساخته و قوی باشی، تحمل‌اش ویران‌کننده است. تصور کن کسی به‌ت بگوید من می‌روم و وقتی برگشتم، اگر سرم را پوشانده بودم، بدان رفتنی‌ام. فکر کن آن کسی که این را می‌گوید یک دوست دور است حتی. چه به سرت می‌آید در آن چند ساعتی که او رفته. تا برگردد، چه فکرها و ترس‌ها و نومیدی‌ها که به سراغ‌ات نمی‌آید.

حالا فکر کن تو اباصلت باشی و او، کسی که جان همه‌ی عالم، به او بسته است. نمی‌دانم چند ساعت شد، اما کسی می‌داند اباصلت در آن فاصله چه کشید و چه دید؟ و اگر نبود حضور فرزند علی بن موسی، اباصلت زنده می‌ماند؟

یک پاسخ به “تصور چند ساعت”


  1. [...] امام علی بن موسی الرضا علیه‌السلام نداشته باشد، اما این یکی دارد. پارسال نوشته‌ام البته.   [...]


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.